lovely
s m s جوک سرگرمی عاشقانه
زیبایی
شما کاملا به حالات فیزیکی و روحی شما بستگی دارد. اما نگذارید این موضوع
بر شما غلبه کند. شاید تمایل داشته باشید که هر ماه یکی از این روش ها را
بکار گیرید تا در طول سال زیبا به نظر برسید. 1-
ورزش کنید : اگر درباره ارجحیت های زیبایی می اندیشید ، هیچ چیز به اندازه
برنامه ورزشی منظم تاثیر مثبت ندارد. اگر شما از شنا، والیبال ، تنیس یا
دوچرخه سواری لذت می برید، سعی کنید که آن نظم را در آن ورزش دنبال کنید .
حتی 30 دقیقه پیاده روی در روز تاثیر شگرفی در بر دارد. شـلوار جیـن یکی از متداولترین پوششهایی است که مورد استقبال جوانان قرار میگیرد. گفتن اینكه سال بعد چه نوع شلوار جینی مد خواهد شد، مشكل اسـت؛ بنابراین به دنبال جینهایی بگردید که زود از مد نیفتند. جینهای آبی اصل: ازشلوارهای كار زبر و با دوام ساخته شده و اكنون فراگیرترین لباسی است كه میتوانید داشته باشید. جینهای آبی که مقداری كمرنگ شده: این نـوع جین، غیررسمیتر از هـر نـوع دیـگـر بوده و میتوان آن را همراه یك كت اسپرت و پیراهن شیك بر تن کرد. جینهای چروك: نوع سنگشور شده قهوهای یـا جین چروك آبی. این مدل شیكتر از انواع معمولی جین بوده و همه پوشتر و معمولا مطابق مد است. رنگهای تندتر مانند قرمز، مشکی و سفید محدودیت زمانی داشتـه و همـیشه مد نیستند. در ضمن، توجه كنید كه چه وقت قرار است آن را بپوشید.
برای مثال، اگر در محل كار فقط كت و شلوار میپـوشید، ممكن است شلوار جین
خود را صرفا برای قدمزدن اطراف منزل یا گردش استفاده كنید كـه ایـن بـه
مـعنـای داشتـن محدودیتهای كـمتر موقع انتخاب نوع و ظاهر شلوار است. با وجود این، اگر محیط كاری شما غیررسمی است و پوشیـدن
شلوار جین در آن مجاز است، ممكن است بخواهید همیشه جین بپوشید كه در این
صورت، باید در انتخاب شلوار دقت بیشتری کرده و معیارهای مهمتری را در نظر
بگیرید. در هر دو حالت مطـمئـن شوید كه شلوار جین شما با كفشها یا
پوتینهایتان همخوانی داشته باشد. به عـلاوه، چون شلوارهای جین ممكن است آب رفته و كوچك
شوند، بهتر است كه كمی قد آنها را بلندتر انتخاب كنید. وضعیت تنخور شلوار
را درنظر بگیرید؛ بهترین روش برای تشخیص تنخور شلوار جین این است كه آن
را بهطور آزمایشی بـر تن كنید؛ كمی با آن در فروشگاه قدم زده و میزان
حـجـم جیـب و راحتـیاش را هنـگام نشستن بررسی كنید. ببینید آیا دسته كلید یا كیفتان در جیب آنجا میشود یا باعث ایجاد گرما یا خارش در بدنتان نمیشود؟ همچنین باید آن را با كمربندی كه همیشه میبندید،
امتحان كنید. در نهایت، شلوار را با كفشهایی كه همیشه میپوشید، امتحان
كنید و ببینید كه شلوار خوب روی كفش قرار میگیرد یا خیر. در واقع انتهای
پاچه شلوار، باید با قسمت بالایی كفی كفش همطراز باشد. مراقبت از شلوار جین پیش از کوتاه کردن قد شلوار، آن را بشویید. شلوار را پشت و رو بشویید. اولین باری كه میخواهید
شلوار جین خود را بشویید، آن را جدا از لباسهای دیـگر شسته و دفعات بعد هم
بهتر است برای حفظ رنگ و ظاهر كلی، آن را پشت رو كرده و سپس بشویید. آن را در ماشین خشككن نیندازید و برای خشككردن روی بند یا روی پایههای مخصوص قرار داده و مطمئن شوید كه تانخورده باشد. وجود
تیشرت مانند یک شلوار جین در کمد لباس یک مرد ضروری است. نحوه استفاده از
تیشرت به سلیقه خود شما باز میگردد، که در چه موقعیتی از آن استفاده
کنید. بعضی تیشرتها کلاسیک و بعضیها اسپرت و بعضی دیگر مطابق با مد روز
هستند. اگرچه پوشیدن آنها بدون محدودیت زمانی است و همیشه شما میتوانید یک
تیشرت را با لباسهای دیگرتان ست کنید، اما اصولی نیز وجود دارد که با
دانستن آن شما بهتر تیشرتهایتان را انتخاب و به تن خواهید کرد. ما در
اینجا نمونههایی از انواع تیشرت را بررسی میکنیم، شما هم ببینید در کمد
لباسهای خود کدام مدل از نمونههایی که ما به شما معرفی میکنیم را دارید و
چگونه باید آن را ست کنید: تیشرت یقه بلوزی: این نوع تیشرت مورد استفاده اکثر
آقایان از گلفبازان تا جوانان است. امروزه این نوع تیشرت صرف نظر از تیپ
شما میتواند مورد استفاده شما قرار گیرد و موجب خلق ظاهری فوقالعاده
برای شما شود. سعی کنید در ماههای گرم تابستان از این تیشرت به
کرات استفاده کنید، میتوانید این مدل تیشرت ها را با رنگهای شاد و طرح
های زیبا انتخاب کنید. تنها چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که از
پوشیدن این تیشرت به صورت تکرنگ از سر تا پا خودداری کنید. مثلا اگر تی
شرت یقه بلوزی کرم دارید با شلوار شکلاتی یا جین ست کنید و سراغ یک شلوار
کرم یا رنگ روشن نروید. تی شرت یقه ملوانی و یقه گرد: در
انگلستان جدید در اروپا، پیوندی بین شغل و مد ایجاد شده است. شما چه بر روی
بارانداز کار کنید، چه با یک کشتی تفریحی سفر کنید، این نوع تیشرت مناسب
شرایط شما است. شما میتوانید از مدل آستین بلند آن به همراه یک شلوار
کتانی استفاده کنید. اگر شما دارای هیکل مناسب یا درشت هستید از پوشیدن
مدلهای دارای حاشور و راههای افقی،بدلیل اینکه شما را بیش از اندازه بزرگ
نشان میدهد بپرهیزید. ضمناْ این نوع تیشرت ازنظر جنس برای تابستان طراحی شده است، از پوشیدن آن در فصل زمستان خودداری کنید. برای اینکه با پوشیدن این تیشرت ظاهری فریبنده داشته باشید بهتر است آن را با یک کت اسپرت و شلوار جین یا کتان ست کنید. تی شرت گرافیکی: داشتن
ظاهری متفاوت و عالی با پوشیدن یک تیشرت گرافیکی برای اولین بار احساس
میشود. این مدل تیشرتها باید در کمد لباس همه مردان شیک پوش باشد. شما
میتوانید این مدل تیشرت را با هر شلواری که در کمد خود دارید بپوشید. این مدل تیشرت را با شلوار جین تیره یا مخمل
کبریتی ست کنید. برای مهمانی عصر نیز می توانید این مدل تیشرت را با کت
اسپرت ست کنید. در دنیای
متحد و یکشکل امروز که بیشتر افراد شبیه به هم لباس میپوشند، اگر
میخواهید در دنیای حرفهای رقابتی امروز پیشرفت کنید و از دیگران متمایز
باشید، یکی از روشها توجه به ظاهر و لباس است. ظاهر شما نقش مهمی در
تاثیر بر روی دیگران از جمله همکاران و رئیستان دارد.در اینجا نکاتی را
برای شما ذکر میکنیم که با کمک آنها میتوانید در محیط کار و اجتماع، خود
را شیک و متمایز از سایرین نشان بدهید. کت شلوار کت شلوار اصلی ترین
بخش لباس رسمی است. یک کت شلوار شیک ظاهری کامل، سنتی و رسمی را در ذهن
تداعی می کند. اما سنتی بودن نباید به معنی ملال آور و یکنواخت باشد.
انتخاب پارچه با طرح ظریف یا راههای باریک، کت شلوار را جذابتر میکند و
در دریای کت شلوارهای سرمهای، زغال سنگی و مشکی تکرنگ و ساده، متمایز و
برجسته میشود. شما میتوانید از برندهای معروف و معتبر استفاده کنید. راه
دیگر تهیه کت شلوار سفارشی است که به شما اجازه میدهد تا پارچه و مدل کت
را خودتان انتخاب کنید. کراوات اگر شما معمولا کت شلوار می پوشید، بهتر است
هر فصل یک کراوات جدید بخرید. اگر قبلا انواع کراواتهای اصلی و معمول را
خریداری کردید و در قفسه لباستان دارید، به دنبال رنگ و طرحهای اصلی مانند
صورتی، قهوهای سوخته، نارنجی یا راههای قطری باشید.اگر به تطابق رنگ و
طرح حساس هستید، بهتر است کراواتهای رنگی و طرحدار را با پیراهن تکرنگ
ساده بپوشید. اگر هم میخواهید این ریسک را بکنید و یک کراوات طرحدار را با
پیراهنی طرحدار ست کنید، مطمئن بشوید که طرح رنگی آنها شبیه به هم است و
دقت کنید که طرح و راه کراوات و پیراهن در یک جهت باشد. دکمه سرآستین دکمههای سرآستین، جواهرات و دکمههای
تزئینی هستند که برای تزئین و بستن دو بخش سر آستین پیراهن استفاده میشود.
دگمهسرآستین یک وسیله جانبی خیلی کوچک است که بیشتر در مواقع رسمی
استفاده میشود و تاثیر زیادی در ظاهر کت یا پیراهن مردانه دارد. میتوانید
با استفاده از دکمه سرآستین، در محیط کار خود به عنوان فردی رسمی و کلاسیک
ظاهر شوید.این روزها بیشتر افراد از دکمه سرآستین فولاد ضد زنگ استفاده
میکنند، بنابراین اگرمیخواهید بین سایر افراد برجسته و مشخص باشید، دکمه
سرآستین طلایی انتخاب کنید که مدلی ظریف و زیبا است. یک راه دیگر برای
اینکه متمایز و شیک باشید، انتخاب دکمه سرآستین با سنگ قیمتی و اصل مثل
عقیق یا زمرد است. دکمه سرآستینهای دست ساز هم نمونه خوبی است، اما بسیار
گرانقیمت است. ساعت ساعت یکی از مهمترین وسایل جانبی است که هر
مردی باید داشته باشد؛ اولین چیزی که در یک ساعت مردانه باید جستجو کرد، یک
صفحه بزرگ است. یکی از مزایای صفحه بزرگ این است که مدل عقربههای ساعت به
خوبی دیده میشود و میتوان سبک و مد را به عقربههای استاندارد ساعت
افزود. سعی کنید ساعتهای شیک و زیبا از برندهای معروف خریداری کنید. کفش کفش مشکی چرمی رسمیترین مدل کفش است. اما
میتوانید گاهی اوقات بهجای آن از کفش قهوهای یا قرمز خیلی تیره استفاده
کنید. همچنین میتوانید مدل کفش خود را تغییر بدهید و کفش دلخواه خود را از
بین کفشهای بدون بند رویه پهن (Loafers)، کفشهای پنجه گرد یا کفشهای
نوک تیز انتخاب کنید.کفش فقط یک وسیله کاربردی نیست، بلکه یک وسیله جانبی
مهم در لباس محسوب میشود. به عنوان مثال اگر کت شلوار روشن پوشیدهاید،
میتوانید کفش قهوهای مایل به زرد را با آن ست کنید یا با کت شلوار تیره
رنگ، کفش پوست شیک و زیبایی را بپوشید. یادتان باشد اگر قصد دارید خاص و
متفاوت باشید، نباید در خرید کفش صرفهجویی و خسیسی به خرج بدهید. اگر در
طول روز زمانی طولانی سرپا هستید و کفش به پا دارید، بهتر است کفشی راحت و
با کیفیتی خوب انتخاب کنید. مو تنوع مدل مو همیشه زیاد است. در دنیای
متحدالشکل و تجاری، مدل مو (که شامل موی صورت هم میشود) میتواند به
عنوان علامت تجاری و مشخصه شما محسوب بشود. در راستای هدف متفاوت بودن،
باید مدل موی متفاوتتری انتخاب کنید، اما مدلی که انتخاب میکنید باید
رسمی باشد. مواظب باشید طوری به نظر نرسد که برای آرایش موی خود تلاش زیادی
انجام دادهاید. عطر و ادکلن ادکلن هم یکی از موارد مهم در ظاهر شما
است. هنگامی که در یک قرار تجاری و رسمی برای اولین بار با افراد ملاقات
میکنید، داشتن بو و رایحه خاص و منحصر به فرد میتواند تاثیر اولیه بسیار
خوبی بر روی دیگران بگذارد. پس انتخاب ادکلنی خوشبو و با رایحهای خاص
اهمیت زیادی دارد. وسیله نوشتن حتی اگر شما بیشتر وقت خود را با
کامپیوتر صرف میکنید، بازهم به یک قلم خوب برای امضا و کارهای ضروری مثل
نوشتن فوری یک یادداشت یا مطلبی در یک جلسه رسمی نیاز دارید. یک قلم کلاسیک
و درجه یک ارزان قیمت نیست، اما ارزش خرج کردن را دارد. یک روان نویس یا
خودنویس عالی و شیک که از بیرون کت یا کیف شما دیده میشود، وسیله ای
کاربردی و بسیار شیک و جالب است. کیف وقتی که شما با خودتان کیف حمل میکنید تقریبا
به این معنی است که اطلاعات کاری خود را به همراه دارید و در عین حال باید
توجه داشته باشید که هنگام استفاده از کیف دستی، شیک و مناسب به نظر برسید.
سه نوع اصلی کیف دستی وجود دارد که میتوانید انتخاب کنید: کیف چرمی بزرگ و
نازک، کیف اسناد کلاسیک، یک کیف بنددار که روی شانه آویزان میشود.از
آنجایی که شما احتمالا قصد دارید که کیف را هرروز هفته استفاده کنید و دوست
دارید آن را باهر لباسی که میپوشید ست کنید، بهترین رنگ مشکی یا قهوهای
خیلی تیره است. اگر میخواهید کیف دومی داشته باشید که در مواقع رسمیتر و
مهمتر از آن استفاده کنید و برجستهتر و شیک تر به نظر برسید، یک کیف چرمی
قهوهای انتخاب کنید تا جلوه خاصی به ظاهر شما ببخشد. ساعتدو زمانه جی شاک G-Shock ساعتی بسیار زیبا و منحصر بفرد ویژه نسل جوان دارای امکانات بسیار جالب هدیه ای مناسب برای آنکه دوستش دارید.... این ساعت زیبا دارای امکاناتی به شرح زیر می باشد : دارای 2 ساعت دیجیتال و عقربه ای راهنمای تنظیم و استفاده از امکانات ساعت جی شاک : دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. .... دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد. این یکی از داستان های عشقی، تلخ و شیرین است پسری به نام دارا در یکی از روستاهای کوچک زندگی می کرد.او18 سال داشت و بسیار زیبا بود.او قلبی رئوف و مهربان داشت.دارا در یکی از روزههای پائیزی که که در مقابل خانه ی شان نشسته بود و برای زندگی آینده خود برنامه ریزی میکرد،چشمش به دختری رعناافتاد.آن دختر اهل آن روستا نبود.دخترک بسیار زیبا بود.نام آن دختر سارا بود.هر دوی آنها ... 
2- مدلتان را
عوض کنید : با آرایشگرتان مشورت کنید که چه مدل موی دیگری به شما میاد.
گاهی اوقات سالها کشیدن خط چشم به یک طریق یا استفاده از عطر یکسان باعث
میشود خیلی سخت مدلهای جدید را بپذیرید .
3- کمدتان را مرتب کنید : در
کمدتان را بازکنید و ببینید چه لباس هایی را در 2 سال گذشته نپوشیده اید.
آنها را کنار بگذارید و در مورد کشوی میز آرایشتان نیز لوازمی که خیلی وقت
است استفاده نمی کنید دور بریزید.
4- سری به دکترتان بزنید: دست کم سالی
یکبار سری به پزشک و دندانپزشک خود بزنید. هیچ وقت نگذارید که بیش از 12
ماه از آخرین ویزیت شما با دندانپزشکتان بگذرد. دندان های سفید یکی از مهم
ترین اصول زیبایی شماست.
5- همیشه یک وقت برای موهایتان داشته باشید :
موهای شما یکی از اصلی ترین پایه های زیبایی شماست. در هر قرار آرایشگاه ،
قرار بعدی را هماهنگ کنید تا مطمئن شوید که به موهایتان سروقت میرسید.
6- به باشگاه ورزشی بروید: تناسب اندام شما چقدر برایتان مهم است ؟ مطمئن باشید که همان قدر هم در انرژی جسمی و روحیه شما موثر است.
7-
صحیح غذا بخورید : درباره رژیم غذایی تان تجدید نظر کنید تا میزان انرژی
تان را به حداکثر برسانید. اینکار را با حذف غذاهای مشخصی شروع کنید تا
زمانی که به یک فرمول غذایی مناسب برسید. مواد غذایی کم چرب و کم شکر مصرف
کنید تا به یک تعادل برسید.
8- یک تغییر بزرگ داشته باشید : این تغییر حتی میتواند شامل بلوند کردن یا فر کردن موهایتان باشد.
9-
مهربان باشید : یک کار خیرخواهانه انجام دهید بی آنکه انتظار تلافی داشته
باشید . اینگونه کارها باعث تغییرات مثبت بزرگی در احساس شما میشوند. رفتار
مودبانه همیشه منجر به زیبایی درونی و بیرونی میشوند.
10- آب بنوشید:
مقدار زیادی آب بنوشید . نوشیدن مقدار زیاد آب در روز به لاغرهایی که
میخواهند چاق شوند و چاق هایی که میخواهند لاغر شوند توصیه میشود. کارهای
کوچک دیگری که باعث میشود رفتارتان بهتر شود را امتحان کنید. لبخند بزنید.
به حرف دیگران گوش کنید، صاف بنشینید، در طول روز به بدنتان کش و قس دهید…
11- یک هدف در نظر بگیرید : هدفی را در نظر بگیرید که با سعی در رسیدن به آن از شر چند کیلو اضافه وزنتان خلاص شوید.
12-
خوب بخوابید : به اندازه کافی بخوابید. موقع شب خواب خوبی داشته باشید تا
صورتتان شفاف شود. نور اطاق هنگام خواب باید در کمترین حد ممکن باشد. شب
زودهنگام بخوابید و سحر گاه از خواب برخیزید تا انرژی های کیهانی که در
جهان در هنگام صبح پخش میشوند به بدنتان برسد. اینکار از لحاظ علمی ثابت
شده است
1)لباس هایتان را جور کنید:
شب قبل و یا دست کم صبح روزی که می خواهید به محل کارتان بروید،
لباس هایتان را با هم جور کنید. ب
ه لباس هایی که می خواهید بپوشید، اندکی بیندیشید. ا
ین خیلی اشتباه است که لباس های داخل کمد و یا روی تخت را زیر و رو کنید
و لباسی را فورا به تن کنید که روی بقیه است و یا کمتر از بقیه چروک است.
اگر فرصت کافی برای هماهنگ کردن یک شلوار و پیراهن مناسب در نظر بگیرید،
می توانید آنها را سر فرصت اتو کنید.
2) شلوارهای ارتشی و پیلی دار، ممنوع:
یک آقای شیک و خوش لباس، شلوار مناسبی در محل کارش می پوشد.
شلوارهای ارتشی به رنگ خاکی و یا سبز مناسب محل کار رسمی شما نیست.
شلوارهای پیلی دار را هم کنار بگذارید. ب
هتر است در محل کار شلوارهایی بپوشید که از جلو صاف باشند.
3)به سایزتان توجه کنید:
بسیاری از آقایان یا شلوارهایی می پوشند که کوتاه است
و یا خیلی تنگ و گشاد روی پاهایشان می نشیند. ا
ول ببینید سایز شما چند است و پس از آن با کمک یک خیاط زبردست،
شلواری مناسب سایز اندام تان بدوزید.
4)با رنگ ها بازی کنید:
اگر عادت دارید یک رنگ پیراهن را با یک رنگ شلوار همیشه بپوشید،
باید بگوییم که وقت آن است که برای آنکه آقای خوش تیپی باشید، با رنگ ها بازی کنید.
یراهن سفید و یا آبی کم رنگ و پیراهن های راه راه برای محیط کار مناسب اند.
5)به کفش و کمربندتان نگاه کنید:
قرار نیست شما یک کفش و یا کمربند را آن قدر استفاده کنید تا پاره شود.
بهتر است چند جفت کفش و چند عدد کمربند داشته باشید و
آن را با لباس های گوناگون بپوشید. و
قتی کفش یا کمربند شما کهنه باشد، دیگر آن را در محل کار استفاده نکنید
بلکه آن را برای مهمانی ها و گردش های خانوادگی غیررسمی کنار بگذارید.
6)ساعت های فلزی بهترند:
برای رسمیت بخشیدن به تیپ خود در محل کار، ساعت هایی با بند نقره و یا استیل بپوشید
اما اگر حاضر نیستید علاقه قدیمی تان را به ساعت های بند چرمی کنار بگذارید،
یک ساعت بند چرمی با طرحی محکم و مردانه برگزینید.
7)کیف پول های باریک:
یک آقای شیک پوش در محل کارش، کیف پول بزرگ
و حجیمی را در جیب پشت شلوارش نمی چپاند، ب
ه جای آن کیف پول های باریک و قدی برای محل کار مناسب ترند، ب
رای مدارک تان هم می توانید یک کیف مخصوص کارت ها و مدارک تهیه کنید
و آن را در کیف دستی تان بگذارید.
توصیه به خانم ها:
1)کفش و جوراب تیره بپوشید:
شاید شماره کفش شما بالای چهل باشد،
در این صورت جزو خانم های بزرگ پا به شمار خواهید رفت. ب
رای اینکه پاهایتان کوچک تر به نظر بیایند،
کفش ها و جوراب هایی به رنگ تیره انتخاب کنید.
فراموش نکنید به طور کلی کفش ها و جوراب های تیره ب
رای محیط کار رسمی مناسب ترند.
2) جین نپوشید:
اگر شما وکیل خانم و یا کارمندی در یک شرکت بازرگانی هستید
و یا یک خانم استاد دانشگاه هستید، ب
اید در محل کارتان رسمی لباس بپوشید. ب
نابراین جین ها را از لباس های محل کارتان حذف کنید.
شلوارهای پارچه ای با اتو و راه های ظریف عمودی به رنگ های خاکستری و
مشکی و سرمه ای به ظاهر شما رسمیت بیشتری می بخشند.
3) صندل نپوشید:
صندل به هیچ وجه مناسب پوشیدن در محل کار نیست.
صندل ها بیشتر برای مهمانی های زنانه مناسب اند.
به جای صندل به سراغ کفش های رسمی تر بروید که بسته تر هستند.
شما می توانید این کفش ها را تخت انتخاب کنید و یا پاشنه های سه سانتی را برگزینید.
اگر دوست دارید کفش محل کار شما پاشنه داشته باشند،
پاشنه های پهن را انتخاب کنید تا سطح اتکای بیشتری روی زمین داشته باشید.
راه رفتن در تمام روز با پاشنه های تیز خیلی دشوار است.
شما در کنار رسمی بودن لباس و کفش کارتان باید به فکر راحتی خودتان هم باشید.
4) زیورآلات را کنار بگذارید:
لباس رسمی برای محل کار را با استفاده از زیورآلات، نامناسب نکنید.
به طور کلی، زیورآلات مناسب محل کار نیستند،
به خصوص انواعی که سر و صدا تولید می کنند
و طرح ها و نقش های بزرگ و خیره کننده دارند.
در یک لباس کار رسمی، دست کم یک انگشتر و یا حلقه ساده مناسب است؛ همین.
5) رنگ های رسمی را انتخاب کنید:
رنگ های رسمی و مناسب برای مانتو و مقنعه و یا روسری
در محل کار سرمه ای، مشکی، خاکستری است. ب
نابراین تلاش کنید مانتو، روسری، شلوار و مقنعه تان را
در محل کار در این طیف رنگی برگزینید.
6) کیف های شل، ممنوع!
کیف های دستی شل و ول برای محیط کار رسمی مناسب نیستند
و شما را شلخته و نامرتب نشان می دهند.
به جای آن به سراغ کیف هایی با زاویه های تیز و
جنس های محکم و شق و رق و براق بروید.
7) مرتب باشید:
شلوارهای بگی، روپوش ها و روسری های چروک، کفش های خاکی و واکس نزده،
از شما یک خانم نامرتب در محل کارتان می سازند.
در عوض، لباس های اتوکشیده و مرتب، کفش های چرمی تمیز و واکس خورده
و شلوارها و مانتوهای ساده اما شکیل ا
ز شما یک خانم رسمی در محل کارتان می سازند .




خوبی كه به كسی می كنی
بدی كه كسی به تو می كند
همیشه به یاد داشته باش:
اگر در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار
اگر در سفره ای نشستی شكمت را نگه دار
اگر در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار
اگر در نماز ایستادی دلت را نگه دار
دنیا دو روز است:
یك روز با تو و یك روز علیه تو
روزی كه با توست مغرور مشو
و روزی كه علیه توست مایوس نشو
چرا كه هر دو پایان پذیرند
آموختن را بکار ببند:
به چشمانت بیاموز كه هر كسی ارزش نگاه ندارد
به دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن ندارد
به دلت بیاموز كه هر عشقی ارزش پرورش ندارد
سه چیز را از هم جدا كن:
عشق، هوس و تقدیر
چون اولی مقدس است و دومی شیطانی
اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی
در
دنیا فقط 3 نفر هستند كه بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت
خواسته هایت را برطرف میكنند، پدر و مادرت و نفر سومی كه خودت پیدایش
میكنی، مواظب باش كه از دستش ندهی و بدان كه تو هم برای او نفر سوم خواهی
بود چرا که در ترسیم تقدیرت نیز نقش خواهد داشت.
چشم و زبان، دو سلاح بزرگ در نزد تو هستند
چگونه از آنها استفاده میكنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟
بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی
هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكی اش جبران شود.
هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان
چون همه اینها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.
همیشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن
آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی، كارها به خوبی پیش می روند.
از خدا خواستن عزت است
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.
از خلق خدا خواستن خفت است
اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.
هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه برای او غیر ممكن وجود ندارد
و تمام غیر ممكن ها فقط برای کسانیست که
از ایمــان دل بریده اند و امیــد را به دل راه نمی دهند.
منبع:snator.ir
ساعت G Shock

تایمر
ساعت خواب
ساعت كامپیوتری
كرنومتر
تاریخ
ثانیه شمار
چراغ ال ای دی
ضد آب
1- دکمه ی بین ساعت 12 و 3 : این دگمه را فشرده و نگه دارید ، با حرکت عقربه دقیقه شمار ، ساعت را به دلخواه تنظیم کنید .
2- دکمه بین ساعت 3 و 6 : دگمه را فشرده تا چراغ ساعت دوم روشن شود .
3- دکمه بین ساعت 6 و 9 : این دگمه علاوه بر تنظیم ساعت با فشردن آن کرنومتر ، ساعت ( زمان) ، تقویم و حالات 12 ساعتی و 24 ساعتی را نشان می دهد .
4- دکمه بین ساعت 9 و 12 : دگمه را فشرده تا ساعت به حالت چشمک زن درآید ( ساعت ، دقیقه ، ثانیه ) سپس با فشردن دگمه پایین سمت چپ ، ساعت را تنظیم کنید . ( ساعت دیجیتال دوم )
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست... و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.
ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و 20 درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.
جمعیت
زیاد جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هیچ خدشهای بر آن وارد نشده بود
و همه تصدیق كردند كه قلب او به راستی زیباترین قلبی است كه تاكنون
دیدهاند. مرد جوان با كمال افتخار با صدایی بلند به تعریف قلب خود پرداخت.
ناگهان
پیر مردی جلوی جمعیت آمد و گفت كه قلب تو به زیبایی قلب من نیست. مرد جوان
و دیگران با تعجب به قلب پیر مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام میتپید
اما پر از زخم بود. قسمتهایی از قلب او برداشته شده و تكههایی جایگزین
آن شده بود و آنها به راستی جاهای خالی را به خوبی پر نكرده بودند برای
همین گوشههایی دندانه دندانه درآن دیده میشد. در بعضی نقاط شیارهای
عمیقی وجود داشت كه هیچ تكهای آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پیر مرد
خیره شده بودند با خود میگفتند كه چطور او ادعا میكند كه زیباترین قلب
را دارد؟
مرد جوان به پیر مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخی میكنی؛ قلب خود را با
قلب من مقایسه كن؛ قلب تو فقط مشتی زخم و بریدگی و خراش است .
پیر مرد گفت: درست است. قلب تو سالم به نظر میرسد اما من هرگز قلب خود را
با قلب تو عوض نمیكنم. هر زخمی نشانگر انسانی است كه من عشقم را به او
دادهام، من بخشی از قلبم را جدا كردهام و به او بخشیدهام. گاهی او هم
بخشی از قلب خود را به من داده است كه به جای آن تكهی بخشیده شده قرار
دادهام؛ اما چون این دو عین هم نبودهاند گوشههایی دندانه دندانه در
قلبم وجود دارد كه برایم عزیزند؛ چرا كه یادآور عشق میان دو انسان هستند.
بعضی وقتها بخشی از قلبم را به كسانی بخشیدهام اما آنها چیزی از قلبشان
را به من ندادهاند، اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآور هستند
اما یادآور عشقی هستند كه داشتهام. امیدوارم كه آنها هم روزی بازگردند و
این شیارهای عمیق را با قطعهای كه من در انتظارش بودهام پركنند، پس حالا
میبینی كه زیبایی واقعی چیست؟
مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد، در حالی كه اشك از گونههایش سرازیر میشد
به سمت پیر مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعهای بیرون آورد و با
دستهای لرزان به پیر مرد تقدیم كرد پیر مرد آن را گرفت و در گوشهای از
قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت .
مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ دیگر سالم نبود، اما از همیشه زیباتر بود زیرا كه عشق از قلب پیر مرد به قلب او نفوذ كرده بود...


www.cheap.mihanblog.com

به هم زول زده بودند و همدیگر را نگاه می کردند وهیچ یک جرأت اول صحبت کردن را نداشت.یکی دو دقیقه ای به همین صورت ادامه داشت تا اینکه دختر به راه خود ادامه داد و رفت. مدتی گذشت دارا هر روز در فکر سارا بود،حتی در زمانی که کارمی کرد ، درس می خواند و حتی در زمان استراحت فکرش شده بود سارا و سارا وسارا...یک روز وقتی دارا به همراه همکلاسیهایش به روستا برمیگشت،دوستان او پیشنهاد دادند که برای چند ساعتی به
روستائی که در چند کیلومتری از روستای آنها بود بروند وتفریحی بکنند.دارا برعکس همیشه قبول کرد. آنها به روستا رسیدند و به طرف امام زده ای که در ان روستا بود حرکت کردند.دارا ابتدا به سمت آبخوری امام زاده رفت.در حال نوشیدن آب بود که صدای دختری را شنید، به طرف صدا حرکت کرد.دختری را دید که درحال رازو نیاز بود...بله آن دختر سارا بود و آن روستا محل زندگی او.دارا در گوشه ای در حالی که مخفی شده بود، سارا را نگاه می کرد.وقتی سارا مناجاتش تمام شد به طرف خانه حرکت کرد و دارا نیز او را تعقیب میکرد، تا اینکه سارا به خانه اش رسید.خانه ای کوچک و قدیمی،در زد پیر زنی آرام آرام آمد ودررا باز کرد و سارا وارد آن خانه شد دارا که خوشحال بود به خانه اش باز گشت.چند هفته ای گذشت.یک روز دارا برای زیارت امام زاده به طرف روستا حرکت کرد.مثل همیشه اول به سمت آبخوری رفت.بعد از گذشت یکی دو ساعت که زیارتش تمام شد به طرف روستایش حرکت کرد.هنوز داخل روستا بود که صدای ناله و زاری شنید.ناخوداگاه به سمت صدا حرکت کرد ناگهان خود را در مقابل خانه سارا دید.حجله ای در مقابل در خانه قرار داده بودند و اعلامیه ای را روی آن
نسب کرده بودند.در ان اعلامیه تصویر سارا دیده می شد،به نامش نگاه کرد نوشته بودند ساره زمانی.حالش بد شد گوئی با پتکی به سرش زده بودند در حالی که گریه میکرد به طرف خانه حرکت کرد.او درآن روز قصم خورد تا
با هیچ دختری صحبت نکند و خود را در خانه حبس کند.سال های زیادی به همین صورت گذشت.او 58 سالش شده بود.دارا قصم خود را شکسته بود و به بیرون از خانه می رفت.روستای آنها به شهر بزرگی تبدیل شده بود
پارکی در نزدیکی خانه ی دارا قرار داشت.دارا ازدواج نکرده بود به همین خاطر به بچه خیلی علاقه داشت و هر روز برای دیدن بچه ها به پارک می رفت.در یکی از روزهای تایستانی که دارا به عادت همیشگی به پارک رفته بود صدای ناله های پیرزنی را شنید که آه و ناله میکرد. بی اختیار به طرف او حرکت کرد و احوال او را پرسید سر صحبت بین آن دو باز شد و هر دو شروع به درد و دل کردند.پیرزن اززمان نوجوانی خود صحبت می کرد و می گفت 17 سال داشتم.روزی که به روستای دیگری رفته بودم ،پسری را دیدم که در مقابل خانه ی شان نشسته بود و به من زُل زده بود و نگاه می کرد.آن پسر بسیار زیبا و جذاب بود.عاشقش شدم ولی دیگر او را ندیدم. دارا هم شروع به گفتن تمام خاطرات دوران جوانیش کرد.وقتی صحبت دارا تمام شد پیرزن شروع به گریه کردن کرد و گفت سارائی که عاشقش بودی من هستم و آن کسی که توحجله اش را دیدی خواهر دوقلوی من بود که ساره نام
داشت.دارا که چشمهایش را اشک گرفته بود و از روی خوشحالی نمی دانست چه کار کند،در همان پارک از او خواستگاری کرد.و هر دوی آنهابا دلهائی جوان زندگی تازه ای را شروع کردند.
| قالب ساز وبلاگ پیچك دات نت |
تبلیغات






